مير تقي الدين كاشاني
509
خلاصة الأشعار و زبدة الأفكار ( بخش كاشان ) ( فارسي )
شعر بهر آيين دكّهء كرباس * حاجت اين همه خراج نبود خواجه نعمت نشسته بود آنجا * پهلوان پنبه احتياج نبود و ديگر در شهور سنهء خمس و سبعين و تسعمائه [ 975 ] در قرية الملحدين فين آبلهء عظيم پيدا شد چنانچه اطفال آن قريه اكثر به آن مرض گرفتار شده روى به سرحدّ عدم نهادند و در خانهاى كه سه تن توطّن داشتند اتفاقا پنج طفل از ايشان به مرض مذكور فوت شدند جهت تاريخ آن واقعه اين قطعه به نظم آورد . شعر شمس و محمود و احمد فينى * فوت اطفالشان چو شد باهم دلشان پر ز داغ آبله شد * ماند بر جانشان به دهر الم پنج بود آن سه را جگرگوشه * رفت آن پنج و اين سه ماند به غم سال تاريخشان طلب كردم * پنج « جو » بود از سه « سرگين » كم « 1 » و ديگر در آن اوان كه خاقان كشورستان جهت تسخير ممالك گيلان لشكر به آن ولايت فرستاد و خان احمد « 2 » كه والى آن ولايت بود اسير سرپنجهء قهر معسكر شاه دينپناه گرديد جناب خواجه جهت ضبط تاريخ آن واقعه و انگيختن الفاظ مناسبه ، اين قطعه كه نزديك به صفت معمّاست در سلك نظم كشيد .
--> ( 1 ) . معادل عددى « سرگين » عدد 340 است . از اينرو اگر معادل عددى واژهء « جو » - يعنى 45 - را از سه برابر 340 كسر كنيم ، سال 975 ه . ق به دست مىآيد . ( 2 ) . خان احمد كاركيا : فرزند سلطان حسن كاركيا و از پادشاهان محلّى ولايت بيهپيش گيلان . اين خاندان به سبب خدمتى كه به هنگام پناهندگى شاه اسمعيل بدان ولايت كردند ، مورد عنايت شاه طهماسب بودند و با حمايت آنان ، حكومت گيلان را به دست گرفتند . خان احمد به جهت غرور و جاهطلبى ، بر دربار صفوى تمكين نكرد و در سال 974 در زندان قهقهه محبوس گرديد و به هنگام جلوس سلطان محمد خدابنده از حبس رها شد و به مصاهرت خواهر سلطان مفتخر گرديد . پس از روى كار آمدن شاه عباس ، به عثمانى گريخته و به سال 1005 درگذشت . خان احمد ، مردى اديب بود و در شعر و ادب و موسيقى و علم هيئت و حكومت دستى داشت . درگاه وى محلّ اجتماع شاعران پارسىگوى و موسيقىدانان و دانشمندان بود كه پس از محبوس شدنش در قلعهء قهقهه ، اين كانون متلاشى و بزرگان آن پراكنده شدند و غالبا در دربار اكبرى فرود آمدند . خان احمد شعر مىسرود و احمد تخلّص مىكرد . اوست : بخت وارون ، دوست دشمن ، يار يارى ديگرست * نيست دوران آنچه ديدى ، روزگارى ديگرست . . . « برگرفته از تاريخ ادبيات در ايران ، ج 5 ، ص 504 » .